چاپ مقاله
ارسال به دوستان
آداب شادى
شادى شرايط و آدابى دارد كه در زير به برخى از آنها اشاره مىشود.
الف. مجالس شادى نبايد همراه با گناه باشد؛
امام صادق(ع) فرمود: لا تسخطو الله برضا احدٍ من خلقه و لا تتقّربوا الى النّاس بتباعد من الله خداوند را به غضب در نياوريد به خاطر رضايت و خشنودى احدى از مردم و نزديك نشويد به مردم به وسيله دورى از خدا
و نيز فرمود: لا ينبغى للمؤمن ان يجلس مجلسا يُعصىَ اللّه فيه و لا يَقْدِر على تغييره(1)
سزاوار نيست براى مؤمن در مجلسى بنشيند كه معصيت خدا در آن مىشود و نمىتواند جو مجلس را عوض كند
و متأسفانه، گاهى شادىها آنچنان با گناه همراه است كه شادى با گناه مساوى مىشود.
ب. با اذيت و آزار همراه نباشد؛
يكى از شرايط شادى اين است كه با اذيت و آزار ديگران همراه نباشد، متأسفانه امروز بسيارى از شادىهاى ما با آزار ديگران همراه است. مانند: بلند كردن صداى موسيقى و آهنگهاى مبتذل، مزاحمتهاى تلفنى، انفجارهاى تفريحى در شبها شادى و...
پيامبر(ص) فرمود: «من آذى مؤمنا فقد آذانى».
كسى كه مؤمنى را آزار دهد مرا آزار داده است.
هشام بن سالم مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مىفرمود:
خداوند مىفرمايد: «ليأذن بحرب منّى من اذى عبدى المؤمن»(2)
ج. لهو نباشد؛
در آيين اسلام، سرگرمىهاى زيانبار و همه عوامل بازدارنده از پيشرفتهاى معنوى، ممنوع است. «موسيقى و غنا»ى حرام، يكى از سرگرمىهاى زيانبار است كه آدمى را از توجه به خدا و آخرت باز مىدارد. موسيقى، اثرى همچون الكل و افيون، در روح و روان انسان دارد؛ يعنى با رخوتى كه در اعصاب ايجاد مىكند، موجب مىشود كه انسان موّقتا از واقعيتهاى زندگى فاصله بگيرد، لذا امام خمينى و مراجع ديگر نيز شنيدن و نواختن موسيقى را حرام مىدانند.(3)
نيز، آية الله مكارم مىفرمايد: استفاده از آهنگهايى كه مناسب مجالس لهو و فساد است، حرام است و بين موسيقى سنّتى و نوين و فرحانگيز و غير آن فرقى نيست.(4)
د: ميانه روى در شادى
يكى از آداب شادى، تعادل و ميانهروى است؛ يعنى آدمى نبايد مجسمه غم باشد و نه آن چنان بى درد كه فقط به فكر شادى خود باشد و به غم ديگران چشم ببندد. چنانچه حاكمان هوسران و پادشاهان خوشگذران، در دربار خود با استفاده از افرادى بى شخصيت به عنوان «دلقك، تلخك و مليجك» به تحقير و استهزاى ديگران مىپرداختند تا ساعاتى را در غفلت و بىخبرى و شادى مستانه بگذرانند.
و امروز كم نيستند كسانى كه فقط به شادى مىانديشند، حتى روزهايى كه شايسته است انسان محزون باشد. مانند: ايام محرّم و سوگوارى شهادت معصومين و در مقابل، عدهاى نيز فقط به دنبال غم و اندوه هستند، حتى در ايام شادى و اعياد مذهبى. آنها فضاى جشن را غمگين مىسازند و مىگويند كه شيعه عيد ندارد، در حالى كه مجلس عزا جاى خود را دارد و مجلس شادى جاى خود را و دليلى ندارد كه ما شادىها را تبديل به عزا كنيم و اين ذهنيت را در نسل جوان جامعه ايجاد كنيم كه «دين» مساوى است با غم و اندوه.
همراه با شادىهاى معصومين عليهمالسلام
لازمه محبت و دوستى اهل بيت عليهمالسلام و شيعه بودن اين است كه بايد در تمام ابعاد زندگى از امامان معصوم عليهمالسلام پيروى نمود؛ چه در مسايل اعتقادى، عبادى، سياسى و اجتماعى و چه در غمها و شادىها.
على عليهالسلام فرمود:
انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى.(5)
توجه كنيد به اهل بيت پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم و در جهت و راه آنها برويد و پيروى كنيد آثارشان را؛ چرا كه آنها شما را از راه هدايت خارج نمىسازند و در پستى نمىاندازند.
نخستين الگوهاى رفتار و حساسيتهاى انسان در دوران كودكى، پدر و مادرند، سپس معلمان و مربيان و همسالان، ولى آنچه مىتواند معيار حساسيت و رفتار براى همگان در همه زمانها باشد، شيوه رفتار معصومين عليهمالسلام است.
امام رضا عليهالسلام به «ريان بن شبيب» فرمود:
اِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنا فِى الدَّرَجاتِ الْعُلى مِنَ الْجَنانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنا وافْرَحَ لِفَرحِنا.(6)
اگر دوست دارى در درجات عالى بهشت، همراه ما باشى، محزون باش به حزن ما و خوشحال باش براى شادى ما.
لازمه شاد بودن در شادىهاى اهل بيت عليهمالسلام به اين است كه در مناسبتهايى چون نيمه شعبان و ميلادهاى امامان عليهمالسلام مجالس شادى برگزار شود تا شادىهاى زندگى به شادىهاى معصومين عليهمالسلام پيوند بخورد. مانند: برگزارى مراسم عروسى، جشنها، مهمانىها، خريد وسايل مورد نياز، هديه دادن و به ديدار يكديگر رفتن.
براى اين كه از مظاهر شادى و سرور معصومين عليهمالسلام پيروى نماييم، فهرستى از مظاهر شادى ايشان را بر مىشماريم.
بر خلاف سنّتهاى غلطى كه در ميان جوامع اسلامى رواج دارد و فكر مىكنند، در روزهاى شادى هر كارى را كه خواسته باشند، مىتوانند انجام دهند و روزهاى شادى را روزهاى لهو و خوشگذرانى مىدانند، امامان معصوم عليهمالسلام در چنين روزهايى، ضمن شادى و سرور، برنامههاى داشتند كه از مجموع آنها يك نكته استفاده مىشود و آن اين است كه در روزهاى شادى نه تنها تكاليف شرعى نبايد تعطيل شود، بلكه تكليف و عبادت بيش از روزهاى ديگر است. اصولاً چنين روزها، روزهاى عبادت و بندگى است؛ نه روزهاى غفلت و بى خبرى.
در اين جا به گوشهاى از برنامههاى معصومين عليهمالسلام در روزهاى شادى، اشاره مىكنيم:
1ـ تكبير و تهليل گفتن
پيامب اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
زَيِّنُوا اَعْيادَكُمْ بِالتّكْبير(7)
عيدهايتان را به اللّه اكبر گفتن زينت دهيد.
خود آن حضرت، هنگامى كه از خانه به سمت مصلّى بيرون مىرفت از منزل تا مصلّى با صداى بلند «اللّه اكبر» و «لا اله الاّ اللّه» مىفرمود.(8)
2ـ پوشيدن لباس پاكيزه
از برخى روايات استفاده مىشود كه امامان معصوم عليهمالسلام در زمانهاى خاصّى چون عيد غدير و بعضى از اعياد اسلامى، در لباس و پوشش خود تغييرى ايجاد و لباس شادى بر تن مىكردند.
امام صادق عليهالسلام فرمود: «لازم است شخص مؤمن در روز غدير، پاكيزهترين و مناسبترين لباس خود را بپوشد».(9)
امام رضا عليهالسلام درباره روز عيد غدير فرمود: يَومَ لَبس الثياب وَ نَزْع السَّواد.(10)
اين روز، روز كندن لباس سياه و پوشيدن لباس مناسب است.
اين شيوه درباره نهم ربيع نيز نقل شده است و درباره عيد نوروز، معلّى بن خنيس از امام صادق عليهالسلام نقل كرد كه فرمود:
اِذَا كانَ يَومَ النِّيْرُوزِ فَاغْتَسِل وَألْبِسْ أنْظَفَ ثِيابِكَ وَ تَطَيَّبْ بِأَطْيَبِ طيبك وَ تَكُونَ ذلِكَ الْيَومَ صائِما(11)
هنگامى كه عيد نوروز فرا رسيد، غسل كن و پاكيزهترين لباسهايت را بر تن كن و به خوشبوترين عطر خود را معطر كن و در اين روز، روزه داشته باش.
3ـ تبسّم و لبخند؛
امام رضا عليهالسلام فرمود:
روز غدير، روز تبّسم بر مؤمنان است. كسى كه در اين روز به روى مؤمن، تبسم كند، خداوند در روز قيامت نظر رحمت بر او مىافكند.(12)
4ـ تبريك و تهنيت گفتن؛
تبريك و تهنيت گفتن از برجستهترين آداب هر عيدى است و در اسلام نيز سنّت تبريك و تهنيت در مناسبتهايى مانند عيد غدير، جايگاه ويژهاى دارد.
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم بر تبريك گفتن در چنين روزى، تأكيد مىكرد و به مردم مىفرمود: «هَنَّئُونى؛ مرا تبريك بگوييد! مرا تبريك بگوييد».(13)
5ـ شادى كردن؛
على عليهالسلام فرمود:
وَأَظْهِرُوا السُّرورَ فى مُلاقاتِكُم.
در برخوردهايتان، شادى را آشكار كنيد.(14)
امام صادق عليهالسلام فرمود: «روز غدير، روز خوشحالى و شادى است».(15)
6ـ دعا و روزه؛
«شيخ طوسى» روايت كرده است كه توقيعى به دست قاسم بن علاى همدانى وكيل امام حسن عسكرى عليهالسلام رسيد، مبنى بر اينكه روز سوم شعبان، سالروز ولادت امام حسين عليهالسلام ، روزه بدارد و اين دعا را بخواند: «اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِ الْمَولُودِ فى هذا الْيَوم...» (16)
و نيز در دهم رجب، سالروز تولد امام جواد عليهالسلام ، به دعاى مخصوصى سفارش شده است.(17)
7ـ نماز؛
از ديگر اعمال اعياد اسلامى، نماز و عبادت است؛ در روز جمعه، نماز جمعه و در عيد فطر و قربان، نماز مخصوص عيد و در عيد غدير نماز مخصوص سفارش شده است... .(18)
8ـ عطر زدن
از جمله سنّتهاى پسنديده كه هميشه مطلوب است، به ويژه در روزهاى عيد و شادى، «عطر زدن» است. امام صادق عليهالسلام فرمود:
كان رَسُولُ اللّه صلىاللهعليهوآلهوسلم يُنْفِقُ فِى الطّيبِ اكْثَر مِمَا يُنْفِقُ فِى الطَّعامِ.(19)
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم براى عطر بيش از طعام، بها مىداد و بيشتر پولش را خرج آن مىكرد.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
تَطَيَّبْ بِاَطْيَبِ طيبكْ.(20)
با خوشبوترين و بهترين عطرها خود را معطر كن.
ام سلمه مىگويد:
در شب عروسى حضرت زهرا عليهاالسلام به فاطمه عليهاالسلام عرض كردم آيا نزد شما بوى خوشى يافت مىشود كه براى خود ذخيره كرده باشى؟ حضرت فرمود: آرى، سپس شيشه عطرى را آورد و مقدارى از آن را به كف دستم ريخت، آن چنان بوى خوش داشت كه هرگز نظيرش را نيافته بودم.(21)
9ـ اطعام طعام
فياض بن محمد طوسى مىگويد:
در يكى از سالها روز عيد غدير به حضور امام رضا عليهالسلام شرفياب شدم، ديدم گروهى در خدمت حضرت هستند. حضرت آنان را براى افطار در خانهاش نگه داشت و به خانههاى آنان نيز طعام، لباس، انگشتر و كفش فرستاد.(22)
«مرحوم علّامه مجلسى» مىنويسد:
در يكى از سالها كه روز عيد غدير مصادف شده بود با روز جمعه حضرت على عليهالسلام بعد از نماز جمعه با فرزندان و گروهى از شيعيان به منزل امام حسن عليهالسلام جهت اطعامى كه حضرت بدين مناسبت برايشان تدارك ديده بود، رفتند.(23)
10ـ انفاق و كمك به فقراء؛
يكى از برنامههاى اعياد اسلامى، كمك و دستگيرى از فقراء و نيازمندان است، مثلاً در عيد فطر، زكات فطره و در عيد قربان، گوشت قربانى و در ساير اعياد نيز صدقه سفارش شده است.
امام على عليهالسلام فرمود:
وَ اَدُّو فِطْرَتكُم فَاِنَّهَا سُنَّةُ نِبِيِّكُمْ وَ فَريضَةٌ واجِبَةٌ مِنْ رَبّكُم(24)
زكات فطره خود را بپردازيد؛ زيرا زكات فطره سنّت پيامبر و فريضه واجب الهى است.
11ـ زينت كردن؛
علاّمه طباطبايى(ره) در ذيل آيه «خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ...»(25)، مىفرمايد:
زينت براى مسجد، زينت و زيبايى است كه به هنگام حضور در مسجد مناسب است انجام شود كه به طور طبيعى ابتدا براى نماز و طواف است و از اطلاق آيه استفاده مىشود كه در همه نمازهاى عيد و جماعتهاى روزانه و ديگر عبادتها، مناسب و مطلوب است(26).
12ـ تغيير ذائقه و تنوّع؛
يكى از نمونههاى مظاهر شادى معصومان عليهمالسلام ، ايجاد تنوع در غذا و ميوه است. از پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم نقل شده كه فرمودند:
اِطْرفُوا اَهاليكُم فى كُلِّ جُمعةٍ بشىء مِنَ الْفاكِهَةِ وَالَّلحم حَتى يَفْرحوا بالجُمعه.(27)
براى خانواده هايتان در هر جمعه، مقدارى ميوه و گوشت خريدارى نماييد تا با خوردن ميوه و غذاهاى خوشمزه در روز جمعه خوشحال شوند».
13ـ صله دادن؛
از سنّتهاى معصومان در روزهاى شادى و سرور، صله و هديه دادن است. در اينجا به چند نمونه از آنها اشاره مىشود:
الف. صله امام رضا عليهالسلام در زمان ولايت عهدى
در جريان ولايت عهدى امام رضا عليهالسلام شاعران هر كدام به نوبه خود، اظهار وجد و سرور مىنمودند و اشعارى را كه در منقبت امام رضا عليهالسلام سروده بودند، در مجلس مىخواندند. ابونواس خود را به امام رضا عليهالسلام رسانيد و سلام كرد و پاسخ شنيد و عرض كرد: يابن رسول اللّه صلىاللهعليهوآلهوسلم چند بيتى سرودهام و دوست دارم كه آنها را از من بشنويد. امام اجازه داد. ابونواس شروع به خواندن اشعار خود كرد كه سه بيت آن اين گونه است:
مُطَهَّرُونَ نَقِّيلاتٌّ ثِيابُهُم تُتْلَى الصَّلوةُ عَلَيْهِم اَيْنَما ذُكِرُوا
مَنْ لَمْ تَكُن عَلَوِيَّا حينَ تَنْسِبُه فَعالَهُ فى قَديمِ الدَّهْرِ مُفْتَخِرٌ
فَأَنْتُمُ الْمَلأُ الْاعلى وَ عِنْدَكُم عِلْمُ الْكِتابِ وَ ما جائَتْ بِهِ السُّوَرُ (28)
آنها هستند پاكان و پاك دامنانى كه هر جا نام ايشان برده شود، درود و سلام بر آنها فرستاده مىشود.
كسى را كه نسبت به كسى مىدهند، اگر علوى نباشد، براى او در اين روزگار افتخارى نيست.
شما هستيد آن گروه بلند پايه و علم كتاب و آنچه در سورههاى قرآن آمده است، نزد شماست.
امام به او فرمود: «شعرى درباره آنان گفتهاى كه تاكنون هيچ كس نگفته است». آنگاه به غلام خود رو نمود و فرمود: «آيا نزد تو از مخارج چيزى مانده است؟»
عرض كرد: بلى، سيصد دينار.
حضرت فرمود: «آن را به ابونواس بده و شايد او اين مبلغ را كم بشمارد؛ لذا اين اسب را هم براى او بفرست».
ب. مرحوم شيخ مفيد مىنويسد: «از جمله شاعرانى كه بر آن حضرت وارد شدند، دعبل بن على خزاعى شاعر معروف اهل بيت بود و چون بر آن حضرت وارد شد، عرض كرد: اى پسر پيامبر! من قصيدهاى گفتهام و با خود عهد كردهام كه پيش از اين كه براى شما بخوانم، براى ديگرى آن را نخوانم، حضرت به او دستور داد بنشيند تا اينكه مجلس خلوت شود، آنگاه فرمود:
«قصيده ات را بخوان». پس قصيدهاى را ايراد كرد كه بيت اول آن چنين است:
مَدْارِسُ آياتٍ خَلَتْ مِنْ تَلاوَةٍ وَ مَنْزِلُ وَحْىٍ مُقَفَّرُ العَرَصاتِ
اَرى فِيئُهُم في غَيْرِهمْ مُقْتَسِما وَ أَيْديهِم مِنْ فِيْئهِم صَفَراتٍ
مدرسههاى آيات قرآنى، از تلاوت قرآن خالى مانده و خانهَ وحى الهى از سكنه خالى شده است.
مىبينيم مال اختصاصى فرزندان رسول خدا در بين مخالفان تقسيم شده و عزيزان پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم دستشان از اموالشان خالى است.
دعبل چون از خواندن اشعار خود فارغ شد، حضرت برخاست و سپس به وسيله خادم خود، ششصد دينار فرستاد و از كمى آن عذر خواست.(29)
ج. صله امام سجاد عليهالسلام ؛
در زمان خلافت عبد الملك مروان، سالى پسرش هشام به حجّ رفت. در حال طواف، به حجر الأسود رسيد و خواست استلام حجر كند، ولى از كثرت جمعيت نتوانست و كسى هم به او اعتنايى نكرد. در اين هنگام، امام سجّاد عليهالسلام در حالى كه طواف مىكرد به حجر الأسود رسيد، مردم به ديدن شكوه و جلالت آن حضرت، از حجر الأسود دور شدند تا آن حضرت استلام كند. هشام از ملاحظه اين صحنه غضبناك شد. مردى از اهل شام چون اين عظمت و جلالت را مشاهده كرد، از هشام پرسيد: اين شخص كيست كه مردم به او اين چنين احترام مىگذارند؟ هشام براى اينكه اهل شام آن جناب را نشناسند، گفت من او را نمىشناسم!!
فرزدق شاعر كه در آنجا حاضر بود، گفت من او را خوب مىشناسم.
مرد شامى گفت: يا ابا فراس! او كيست؟ فرزدق گفت:
هذا الّذى تَعْرِف الْبَطْحاهُ وُطْأُتَهُ وَالْبَيْتُ يَعْرِفُهُ وَالْحِلُّ وَالْحَرَمُ
هذَا النَقى التَقىُ الطّاهر الْعَلَم اِذا رَأَتْهُ قُريشٌ قالَ قائِلُها
هذا ابْنُ خَيرِ عِبادِ اللّهِ كُلُّهُم اِلى مَكارِم هذا يَنْتَهِى الْكَرَمُ...
اين كسى است كه مكه، گامهايش را مىشناسد، خانه خدا و حلّ و حرم او را مىشناسد.
اين شخصيت، مظهر تقوا، پاكى و سرشناس است، هر زمانى كه قريش او را بينند، مىگويند:
اين فرزند بهترين بندگان خداست. ويژگىها و نيكىهاى اخلاقى و بزرگوارى او به نهايت خود مىرسد.
هشام خشمگين شد و دستور داد او را حبس كنند. وقتى خبر به حضرت على بى الحسين عليهالسلام رسيد، حضرت دوازده هزار درهم براى فرزدق فرستاد و از او معذرت خواست كه اگر بيشتر مىداشتم، صله بيشترى مىدادم. فرزدق آن مال را رد كرد و پيغام داد: من اين شعر را به خاطر صله نگفتهام، بلكه براى خدا و رسول صلىاللهعليهوآلهوسلم گفتم. حضرت دوباره آن مال را براى او فرستاد و پيغام داد كه به حق من قبول كن و فرزدق قبول كرد.(30)
كميت بن زيد اسدى، شاعر شيعى زمان امام سجّاد و امام باقر عليهالسلام چون قصيده هاشميات را سرود، به بصره آمد و نزد فرزدق رفت و قصيدهاش را خواند. فرزدق او را تحسين كرد و سپس به مدينه رفت و خدمت امام باقر عليهالسلام شرفياب شد و اشعار خود را براى آن حضرت خواند. امام باقر عليهالسلام فرمود: اى كميت اگر نزد من مالى بود، تو را صله مىدادم، ولى از براى توست آن عبادتى كه رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم به حسّان بن ثابت فرمودهاند:
لا زلت مُؤيَّدا بروح الْقُدُس ما ذَبَّيْتَ عَنّا اَهْلَ الْبَيْت.(31)
هميشه مؤيّد باشى به روح القدس به جهت دفاع و حمايت از اهل بيت.
و در روايت ديگر آمده است كه صاعد مولاى كميت گفت كه با كميت خدمت امام باقر عليهالسلام رفتم و كميت قصيدهاى را در مدح اهل بيت عليهمالسلام ايراد كرد. حضرت فرمود:
اَلَّلهُمَ اغْفِرْ لِلْكُمِيت اَلَّلهُمَ اِغْفِر لِلْكُميتِ
خدايا كميت را بيامرز خديا كميت را بيامرز. سپس هزار دينار و مقدارى لباس به او بخشيد. كميت پول را نپذيرفت و جامه را به جهت تبرّك و تيمّن قبول كرد.(32)
ه. و در حالات حضرت موسى بن جعفر عليهالسلام آمده است: روز عيدى مردم به ديدن آن حضرت آمده و هدايايى آورده بودند. آخرين نفر آنها پيرمرد فقيرى بود كه پيش آمد و عرض كرد: من هديهاى ندارم جز بيست بيت شعر كه جدّم در مدح جدّت گفته است. پس آن اشعار را خواند، حضرت فرمود: «هديه تو را قبول كردم». سپس تمام هدايايى كه براى او آورده بودند، به آن پيرمرد بخشيد. (33)
14ـ وليمه؛
يكى از سنتهاى اسلامى در شادىها، سنّت وليمه است. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «لا وَليمَةَ اِلّا فِى خَمْسِ. فى عُرسٍ أَو خُرْسٍ أَو عِذارٍ أَو وكارٍ أَورِكاز».(34)
وليمه و اطعام در پنج مورد بيشتر تأكيد شده است: 1. عروسى، 2. هنگام تولد نوزاد، 3. ختنه اولاد، 4. موقع خريد خانه، 5. در مراجعت از زيارت خانه خدا».
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم هنگام تزويج ميمونه دختر حارث، وليمه داد.(35) حضرت على عليهالسلام براى عروسى حضرت زهرا عليهاالسلام مهاجرين و انصار را دعوت كرد و آنها را طعام و وليمه داد.(36)
15ـ توسعه زندگى؛
على عليهالسلام روز عيد غدير، خطاب به افرادى كه در مسجد كوفه حاضر بودند، فرمود:
خدا شما را رحمت كند! به خانه هايتان برويد و خانوادههاى خود را شاد نماييد.
امام رضا عليهالسلام فرمود:
خداوند كسى را كه روز عيد غدير، بر عيال خود توسعه دهد، رحمت مىكند و او را از آتش دوزخ دور مىگرداند.(37)
16ـ همايش؛
گردهمايى يكى از اعمال و آداب روزهاى عيد است.
على عليهالسلام فرمود: «وَجْمِعُوا يَجْمَعِ اللّه شَمْلكم»
در روز عيد غدير گرد هم آييد تا خداوند امورتان را از نابسمانى و پراكندگى برهاند.(38)
يكى از بزرگان مىفرمود: صرف حضور در مجالس شادى معصومين نشاطى به انسان مىبخشد كه وصف كردنى نيست.
17ـ هديه دادن؛
يكى از سنتهاى نيكو در اعياد اسلامى هديه دادن است. امام رضا عليهالسلام فرمود:
اَفْضِل على اِخوانِك فى هَذا الْيَوم: در اين روز (عيد غدير) بر برادرانت بخشش كن.(39)
18ـ نيكى و احسان؛
احسان و نيكى يكى ديگر از آداب اعياد اسلامى است.
على عليهالسلام فرمود: به يكديگر نيكى كنيد كه خداوند ميان شما الفت پديدار سازد و نيكى در اين روز موجب افزايش مال و عمر مىشود.
امام صادق عليهالسلام فرمود: وَاكْثِر برّهم: در روز غدير به برادران ايمانىات بسيار نيكى كن(40).
19ـ ديد و بازديد؛
ديد و بازديد، يكى از آداب روزهاى عيد و روزهاى شادى است. اين سنّت، مردم را شادابتر و نام وياد عيد را در دل و ذهنشان ريشهدارتر مىكند و در روايات مورد توجه قرار گرفته است.(41)
در پايان اين بحث تذكر چند نكته لازم است:
1. هر گونه شادى كه از طرف مكتب و شرع، نهى نشده باشد، در مجالس شادى مباح است و هر ملّتى در هر زمانى طبق آداب و رسوم خود شادى هايى دارند و مىتوان آن شادىها را برگزيد.
2. با توجه به اينكه مراسمهاى مذهبى به گونهاى با مكتب و اهلبيت پيوند دارد، بايد به شكلى باشد كه بتواند ضمن پديد آوردن شادى، فرهنگ آنان را ترويج نمود. چنانكه براى بزرگ داشت شخصيتهاى علمى و فرهنگى ملّتها، ابعاد زندگى آنان مطرح مىشود؛ بر خلاف جشن تولد كودكان كه هدف از آن تنها شادى و نشاط است.
3. در زمينه جشنها و يادبودها كتابهايى نوشته شده است كه مىتوان از ميان آنها به كتابهاى زير اشاره كرد:
المواسم و المراسم سيد جعفر مرتضى، نشر سازمان تبليغات؛ كتاب بزرگداشتهاى سپهرى؛ كتاب شرع و شادى، ابوالفضل طريقه دار، نشر همسايه؛ كتاب غم و شادى، نشر صفحه نگار؛ زندگى شادى بخش، اكرم مقدم، نشر حضور؛ خنده شوخى شادكامى، احمد لقمانى، نشر سابقون؛ حديث زندگى؛ شادى و نشاط شماره 3 و اسلام و يادبودها، محمود شلتوت.
محمد اکبري
(برگرفته از فصلنامه انتظار، شماره 8 و 9 ،صفحات 201-212)
پي نوشت ها:
1. همان مدرك، ص 26، ح 21512.
2. وسايل الشيعه، ج 8، ص 587.
3. استفتائات امام خمينى، ج 2، ص 11، س 25.
4. استفتائات جديد آية الله مكارم، س 144.
5. ميزان الحكمة، ج 1، ص 192ـ ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 7، ص76.
6. وسائل الشيعه، ج 10، ص 393، حديث 5، عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 299.
7. ميزان الحكمة، ج 7، ص 133.
8. همان، كنز العمال، خ 1801 و 18104 ـ خ 24095.
9. ميرزا جواد آقا تبريزى، المراقبات، ص 217؛ بحارالانوار 95، ص 301.
10. بحار الانوار، ج 98، ص 354.
11. بحارالانوار، ج 56، ص 100 و 92؛ حدائق، ج 13، ص 38.
12. المراقبات، ص 257.
13. الغدير، ج 1، ص 274.
14. الغدير، ج 1، ص 287.
15. همان، ص 284.
16. منتهى الآمال، ج 1، ص 281.
17. همان، ج 2، ص 226.
18. مفاتيح الجنان.
19. وسائل الشيعه، ج 1، ص 443.
20. بحار الانوار، ج 56، ص 10.
21. شيخ عباس قمى، بيت الاحزان، ص 58، ترجمه محمد محمدى اشتهاردى (چاپ انتشارات ناصر).
22. بحارالانوار، ج 94، ص 112، ح 8.
23. همان، ج 94، ص 118.
24. وسائل الشيعه، سى جلدى، ج 5، ص 138.
25. زينت خود را در هر نمازى برگيريد.
26. الميزان، ج 8، ص 78، ذيل آيه 131 از سوره اعراف.
27. سفينه البحار، ج 1، ماده جمع.
28. مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 6-262.
29. همان؛ منتهى الآمال، ج 1، ص 476.
30. منتهى الآمال، ج2، ص 34( چاپ جاويدان).
31. منتهى الآمال، ج 1، ص 477.
32. همان، 477.
33. منتهى الآمال، ج 2، ص 34ـ در كتاب العذر، ج 1، ص 287، نمونههاى زيادى در زمينهى صلههاى معصومان و شخصيتها نقل شده است.
34. وسايل الشيعة، ج 14، ص 65، ح 5.
35. همان ،ج 3، ص 65.
36. بحار الانوار، ج 43، ص 95.
37. سيد ابن طاووس، اقبال، ص 75.
38. الغدير، ج 1، ص 284.
39. الغدير، ج 1، ص 287.
40. المراقبات، ص 256.
41. المراقبات، ص 257؛ ويژه نامه غدير، مجله كوثر، 2/1376.