مشترك گرامي : طرح مكاتبه و انديشه !! جهت دسترسي به  امور مشتركين و ثبت پاسخنامه ، ارسال نامه ، تغيير آدرس و خريد بن كتاب معرفي شده  ابتدا در سايت عضو شده و سپس مشخصات خود را در قسمت فعال كردن امور مشتركين وارد كنيد تا مجوز دسترسي به امور مشتركين براي شما صادر گردد
  ميهمان گرامي سلام به سايت خودتان خوش آمديد
 مسير حركت شما در سايت: Skip Navigation Links

 
 
پرینت چاپ مقاله   ارسال به دوستان ارسال به دوستان



آداب شادى
شادى شرايط و آدابى دارد كه در زير به برخى از آن‏ها اشاره مى‏شود.

الف. مجالس شادى نبايد همراه با گناه باشد؛
امام صادق(ع) فرمود: لا تسخطو الله برضا احدٍ من خلقه و لا تتقّربوا الى النّاس بتباعد من الله خداوند را به غضب در نياوريد به خاطر رضايت و خشنودى احدى از مردم و نزديك نشويد به مردم به وسيله دورى از خدا

و نيز فرمود: لا ينبغى للمؤمن ان يجلس مجلسا يُعصىَ اللّه فيه و لا يَقْدِر على تغييره(1)

سزاوار نيست براى مؤمن در مجلسى بنشيند كه معصيت خدا در آن مى‏شود و نمى‏تواند جو مجلس را عوض كند

و متأسفانه، گاهى شادى‏ها آن‏چنان با گناه همراه است كه شادى با گناه مساوى مى‏شود.

ب. با اذيت و آزار همراه نباشد؛
يكى از شرايط شادى اين است كه با اذيت و آزار ديگران همراه نباشد، متأسفانه امروز بسيارى از شادى‏هاى ما با آزار ديگران همراه است. مانند: بلند كردن صداى موسيقى و آهنگ‏هاى مبتذل، مزاحمت‏هاى تلفنى، انفجارهاى تفريحى در شب‏ها شادى و...

پيامبر(ص) فرمود: «من آذى مؤمنا فقد آذانى».

كسى كه مؤمنى را آزار دهد مرا آزار داده است.

هشام بن سالم مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى‏فرمود:

خداوند مى‏فرمايد: «ليأذن بحرب منّى من اذى عبدى المؤمن»(2)

ج. لهو نباشد؛
در آيين اسلام، سرگرمى‏هاى زيانبار و همه عوامل بازدارنده از پيشرفت‏هاى معنوى، ممنوع است. «موسيقى و غنا»ى حرام، يكى از سرگرمى‏هاى زيان‏بار است كه آدمى را از توجه به خدا و آخرت باز مى‏دارد. موسيقى، اثرى هم‏چون الكل و افيون، در روح و روان انسان دارد؛ يعنى با رخوتى كه در اعصاب ايجاد مى‏كند، موجب مى‏شود كه انسان موّقتا از واقعيت‏هاى زندگى فاصله بگيرد، لذا امام خمينى و مراجع ديگر نيز شنيدن و نواختن موسيقى را حرام مى‏دانند.(3)

نيز، آية الله مكارم مى‏فرمايد: استفاده از آهنگ‏هايى كه مناسب مجالس لهو و فساد است، حرام است و بين موسيقى سنّتى و نوين و فرح‏انگيز و غير آن فرقى نيست.(4)

د: ميانه روى در شادى
يكى از آداب شادى، تعادل و ميانه‏روى است؛ يعنى آدمى نبايد مجسمه غم باشد و نه آن چنان بى درد كه فقط به فكر شادى خود باشد و به غم ديگران چشم ببندد. چنان‏چه حاكمان هوسران و پادشاهان خوش‏گذران، در دربار خود با استفاده از افرادى بى شخصيت به عنوان «دلقك، تلخك و مليجك» به تحقير و استهزاى ديگران مى‏پرداختند تا ساعاتى را در غفلت و بى‏خبرى و شادى مستانه بگذرانند.

و امروز كم نيستند كسانى كه فقط به شادى مى‏انديشند، حتى روزهايى كه شايسته است انسان محزون باشد. مانند: ايام محرّم و سوگوارى شهادت معصومين و در مقابل، عده‏اى نيز فقط به دنبال غم و اندوه هستند، حتى در ايام شادى و اعياد مذهبى. آن‏ها فضاى جشن را غمگين مى‏سازند و مى‏گويند كه شيعه عيد ندارد، در حالى كه مجلس عزا جاى خود را دارد و مجلس شادى جاى خود را و دليلى ندارد كه ما شادى‏ها را تبديل به عزا كنيم و اين ذهنيت را در نسل جوان جامعه ايجاد كنيم كه «دين» مساوى است با غم و اندوه.

همراه با شادى‏هاى معصومين عليهم‏السلام
لازمه محبت و دوستى اهل بيت عليهم‏السلام و شيعه بودن اين است كه بايد در تمام ابعاد زندگى از امامان معصوم عليهم‏السلام پيروى نمود؛ چه در مسايل اعتقادى، عبادى، سياسى و اجتماعى و چه در غم‏ها و شادى‏ها.

على عليه‏السلام فرمود:

انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى.(5)

توجه كنيد به اهل بيت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و در جهت و راه آنها برويد و پيروى كنيد آثارشان را؛ چرا كه آنها شما را از راه هدايت خارج نمى‏سازند و در پستى نمى‏اندازند.

نخستين الگوهاى رفتار و حساسيت‏هاى انسان در دوران كودكى، پدر و مادرند، سپس معلمان و مربيان و همسالان، ولى آن‏چه مى‏تواند معيار حساسيت و رفتار براى همگان در همه زمان‏ها باشد، شيوه رفتار معصومين عليهم‏السلام است.

امام رضا عليه‏السلام به «ريان بن شبيب» فرمود:

اِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنا فِى الدَّرَجاتِ الْعُلى مِنَ الْجَنانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنا وافْرَحَ لِفَرحِنا.(6)

اگر دوست دارى در درجات عالى بهشت، همراه ما باشى، محزون باش به حزن ما و خوشحال باش براى شادى ما.

لازمه شاد بودن در شادى‏هاى اهل بيت عليهم‏السلام به اين است كه در مناسبت‏هايى چون نيمه شعبان و ميلادهاى امامان عليهم‏السلام مجالس شادى برگزار شود تا شادى‏هاى زندگى به شادى‏هاى معصومين عليهم‏السلام پيوند بخورد. مانند: برگزارى مراسم عروسى، جشن‏ها، مهمانى‏ها، خريد وسايل مورد نياز، هديه دادن و به ديدار يكديگر رفتن.

براى اين كه از مظاهر شادى و سرور معصومين عليهم‏السلام پيروى نماييم، فهرستى از مظاهر شادى ايشان را بر مى‏شماريم.

بر خلاف سنّت‏هاى غلطى كه در ميان جوامع اسلامى رواج دارد و فكر مى‏كنند، در روزهاى شادى هر كارى را كه خواسته باشند، مى‏توانند انجام دهند و روزهاى شادى را روزهاى لهو و خوشگذرانى مى‏دانند، امامان معصوم عليهم‏السلام در چنين روزهايى، ضمن شادى و سرور، برنامه‏هاى داشتند كه از مجموع آن‏ها يك نكته استفاده مى‏شود و آن اين است كه در روزهاى شادى نه تنها تكاليف شرعى نبايد تعطيل شود، بلكه تكليف و عبادت بيش از روزهاى ديگر است. اصولاً چنين روزها، روزهاى عبادت و بندگى است؛ نه روزهاى غفلت و بى خبرى.

در اين جا به گوشه‏اى از برنامه‏هاى معصومين عليهم‏السلام در روزهاى شادى، اشاره مى‏كنيم:

1ـ تكبير و تهليل گفتن
پيامب اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود:

زَيِّنُوا اَعْيادَكُمْ بِالتّكْبير(7)

عيدهايتان را به اللّه اكبر گفتن زينت دهيد.

خود آن حضرت، هنگامى كه از خانه به سمت مصلّى بيرون مى‏رفت از منزل تا مصلّى با صداى بلند «اللّه اكبر» و «لا اله الاّ اللّه» مى‏فرمود.(8)

2ـ پوشيدن لباس پاكيزه
از برخى روايات استفاده مى‏شود كه امامان معصوم عليهم‏السلام در زمان‏هاى خاصّى چون عيد غدير و بعضى از اعياد اسلامى، در لباس و پوشش خود تغييرى ايجاد و لباس شادى بر تن مى‏كردند.

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «لازم است شخص مؤمن در روز غدير، پاكيزه‏ترين و مناسب‏ترين لباس خود را بپوشد».(9)

امام رضا عليه‏السلام درباره روز عيد غدير فرمود: يَومَ لَبس الثياب وَ نَزْع السَّواد.(10)

اين روز، روز كندن لباس سياه و پوشيدن لباس مناسب است.

اين شيوه درباره نهم ربيع نيز نقل شده است و درباره عيد نوروز، معلّى بن خنيس از امام صادق عليه‏السلام نقل كرد كه فرمود:

اِذَا كانَ يَومَ النِّيْرُوزِ فَاغْتَسِل وَألْبِسْ أنْظَفَ ثِيابِكَ وَ تَطَيَّبْ بِأَطْيَبِ طيبك وَ تَكُونَ ذلِكَ الْيَومَ صائِما(11)

هنگامى كه عيد نوروز فرا رسيد، غسل كن و پاكيزه‏ترين لباس‏هايت را بر تن كن و به خوشبوترين عطر خود را معطر كن و در اين روز، روزه داشته باش.

3ـ تبسّم و لبخند؛
امام رضا عليه‏السلام فرمود:

روز غدير، روز تبّسم بر مؤمنان است. كسى كه در اين روز به روى مؤمن، تبسم كند، خداوند در روز قيامت نظر رحمت بر او مى‏افكند.(12)

4ـ تبريك و تهنيت گفتن؛
تبريك و تهنيت گفتن از برجسته‏ترين آداب هر عيدى است و در اسلام نيز سنّت تبريك و تهنيت در مناسبت‏هايى مانند عيد غدير، جايگاه ويژه‏اى دارد.

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بر تبريك گفتن در چنين روزى، تأكيد مى‏كرد و به مردم مى‏فرمود: «هَنَّئُونى؛ مرا تبريك بگوييد! مرا تبريك بگوييد».(13)

5ـ شادى كردن؛
على عليه‏السلام فرمود:

وَأَظْهِرُوا السُّرورَ فى مُلاقاتِكُم.

در برخوردهايتان، شادى را آشكار كنيد.(14)

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «روز غدير، روز خوشحالى و شادى است».(15)

6ـ دعا و روزه؛
«شيخ طوسى» روايت كرده است كه توقيعى به دست قاسم بن علاى همدانى وكيل امام حسن عسكرى عليه‏السلام رسيد، مبنى بر اين‏كه روز سوم شعبان، سال‏روز ولادت امام حسين عليه‏السلام ، روزه بدارد و اين دعا را بخواند: «اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِ الْمَولُودِ فى هذا الْيَوم...» (16)

و نيز در دهم رجب، سالروز تولد امام جواد عليه‏السلام ، به دعاى مخصوصى سفارش شده است.(17)

7ـ نماز؛

از ديگر اعمال اعياد اسلامى، نماز و عبادت است؛ در روز جمعه، نماز جمعه و در عيد فطر و قربان، نماز مخصوص عيد و در عيد غدير نماز مخصوص سفارش شده است... .(18)

8ـ عطر زدن
از جمله سنّت‏هاى پسنديده كه هميشه مطلوب است، به ويژه در روزهاى عيد و شادى، «عطر زدن» است. امام صادق عليه‏السلام فرمود:

كان رَسُولُ اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يُنْفِقُ فِى الطّيبِ اكْثَر مِمَا يُنْفِقُ فِى الطَّعامِ.(19)

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم براى عطر بيش از طعام، بها مى‏داد و بيش‏تر پولش را خرج آن مى‏كرد.

امام صادق عليه‏السلام فرمود:

تَطَيَّبْ بِاَطْيَبِ طيبكْ.(20)

با خوشبوترين و بهترين عطرها خود را معطر كن.

ام سلمه مى‏گويد:

در شب عروسى حضرت زهرا عليهاالسلام به فاطمه عليهاالسلام عرض كردم آيا نزد شما بوى خوشى يافت مى‏شود كه براى خود ذخيره كرده باشى؟ حضرت فرمود: آرى، سپس شيشه عطرى را آورد و مقدارى از آن را به كف دستم ريخت، آن چنان بوى خوش داشت كه هرگز نظيرش را نيافته بودم.(21)

9ـ اطعام طعام
فياض بن محمد طوسى مى‏گويد:

در يكى از سال‏ها روز عيد غدير به حضور امام رضا عليه‏السلام شرفياب شدم، ديدم گروهى در خدمت حضرت هستند. حضرت آنان را براى افطار در خانه‏اش نگه داشت و به خانه‏هاى آنان نيز طعام، لباس، انگشتر و كفش فرستاد.(22)

«مرحوم علّامه مجلسى» مى‏نويسد:

در يكى از سال‏ها كه روز عيد غدير مصادف شده بود با روز جمعه حضرت على عليه‏السلام بعد از نماز جمعه با فرزندان و گروهى از شيعيان به منزل امام حسن عليه‏السلام جهت اطعامى كه حضرت بدين مناسبت برايشان تدارك ديده بود، رفتند.(23)

10ـ انفاق و كمك به فقراء؛
يكى از برنامه‏هاى اعياد اسلامى، كمك و دستگيرى از فقراء و نيازمندان است، مثلاً در عيد فطر، زكات فطره و در عيد قربان، گوشت قربانى و در ساير اعياد نيز صدقه سفارش شده است.

امام على عليه‏السلام فرمود:

وَ اَدُّو فِطْرَتكُم فَاِنَّهَا سُنَّةُ نِبِيِّكُمْ وَ فَريضَةٌ واجِبَةٌ مِنْ رَبّكُم(24)

زكات فطره خود را بپردازيد؛ زيرا زكات فطره سنّت پيامبر و فريضه واجب الهى است.

11ـ زينت كردن؛
علاّمه طباطبايى(ره) در ذيل آيه «خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ...»(25)، مى‏فرمايد:

زينت براى مسجد، زينت و زيبايى است كه به هنگام حضور در مسجد مناسب است انجام شود كه به طور طبيعى ابتدا براى نماز و طواف است و از اطلاق آيه استفاده مى‏شود كه در همه نمازهاى عيد و جماعت‏هاى روزانه و ديگر عبادت‏ها، مناسب و مطلوب است(26).

12ـ تغيير ذائقه و تنوّع؛

يكى از نمونه‏هاى مظاهر شادى معصومان عليهم‏السلام ، ايجاد تنوع در غذا و ميوه است. از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نقل شده كه فرمودند:

اِطْرفُوا اَهاليكُم فى كُلِّ جُمعةٍ بشى‏ء مِنَ الْفاكِهَةِ وَالَّلحم حَتى يَفْرحوا بالجُمعه.(27)

براى خانواده هايتان در هر جمعه، مقدارى ميوه و گوشت خريدارى نماييد تا با خوردن ميوه و غذاهاى خوشمزه در روز جمعه خوشحال شوند».

13ـ صله دادن؛
از سنّت‏هاى معصومان در روزهاى شادى و سرور، صله و هديه دادن است. در اين‏جا به چند نمونه از آن‏ها اشاره مى‏شود:

الف. صله امام رضا عليه‏السلام در زمان ولايت عهدى
در جريان ولايت عهدى امام رضا عليه‏السلام شاعران هر كدام به نوبه خود، اظهار وجد و سرور مى‏نمودند و اشعارى را كه در منقبت امام رضا عليه‏السلام سروده بودند، در مجلس مى‏خواندند. ابونواس خود را به امام رضا عليه‏السلام رسانيد و سلام كرد و پاسخ شنيد و عرض كرد: يابن رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم چند بيتى سروده‏ام و دوست دارم كه آنها را از من بشنويد. امام اجازه داد. ابونواس شروع به خواندن اشعار خود كرد كه سه بيت آن اين گونه است:

مُطَهَّرُونَ نَقِّيلاتٌّ ثِيابُهُم تُتْلَى الصَّلوةُ عَلَيْهِم اَيْنَما ذُكِرُوا
مَنْ لَمْ تَكُن عَلَوِيَّا حينَ تَنْسِبُه فَعالَهُ فى قَديمِ الدَّهْرِ مُفْتَخِرٌ
فَأَنْتُمُ الْمَلأُ الْاعلى وَ عِنْدَكُم عِلْمُ الْكِتابِ وَ ما جائَتْ بِهِ السُّوَرُ (28)
آنها هستند پاكان و پاك دامنانى كه هر جا نام ايشان برده شود، درود و سلام بر آن‏ها فرستاده مى‏شود.

كسى را كه نسبت به كسى مى‏دهند، اگر علوى نباشد، براى او در اين روزگار افتخارى نيست.

شما هستيد آن گروه بلند پايه و علم كتاب و آن‏چه در سوره‏هاى قرآن آمده است، نزد شماست.

امام به او فرمود: «شعرى درباره آنان گفته‏اى كه تاكنون هيچ كس نگفته است». آن‏گاه به غلام خود رو نمود و فرمود: «آيا نزد تو از مخارج چيزى مانده است؟»

عرض كرد: بلى، سيصد دينار.

حضرت فرمود: «آن را به ابونواس بده و شايد او اين مبلغ را كم بشمارد؛ لذا اين اسب را هم براى او بفرست».

ب. مرحوم شيخ مفيد مى‏نويسد: «از جمله شاعرانى كه بر آن حضرت وارد شدند، دعبل بن على خزاعى شاعر معروف اهل بيت بود و چون بر آن حضرت وارد شد، عرض كرد: اى پسر پيامبر! من قصيده‏اى گفته‏ام و با خود عهد كرده‏ام كه پيش از اين كه براى شما بخوانم، براى ديگرى آن را نخوانم، حضرت به او دستور داد بنشيند تا اين‏كه مجلس خلوت شود، آنگاه فرمود:

«قصيده ات را بخوان». پس قصيده‏اى را ايراد كرد كه بيت اول آن چنين است:

مَدْارِسُ آياتٍ خَلَتْ مِنْ تَلاوَةٍ وَ مَنْزِلُ وَحْىٍ مُقَفَّرُ العَرَصاتِ
اَرى فِيئُهُم في غَيْرِهمْ مُقْتَسِما وَ أَيْديهِم مِنْ فِيْئهِم صَفَراتٍ

مدرسه‏هاى آيات قرآنى، از تلاوت قرآن خالى مانده و خانهَ وحى الهى از سكنه خالى شده است.

مى‏بينيم مال اختصاصى فرزندان رسول خدا در بين مخالفان تقسيم شده و عزيزان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم دستشان از اموالشان خالى است.

دعبل چون از خواندن اشعار خود فارغ شد، حضرت برخاست و سپس به وسيله خادم خود، ششصد دينار فرستاد و از كمى آن عذر خواست.(29)

ج. صله امام سجاد عليه‏السلام ؛
در زمان خلافت عبد الملك مروان، سالى پسرش هشام به حجّ رفت. در حال طواف، به حجر الأسود رسيد و خواست استلام حجر كند، ولى از كثرت جمعيت نتوانست و كسى هم به او اعتنايى نكرد. در اين هنگام، امام سجّاد عليه‏السلام در حالى كه طواف مى‏كرد به حجر الأسود رسيد، مردم به ديدن شكوه و جلالت آن حضرت، از حجر الأسود دور شدند تا آن حضرت استلام كند. هشام از ملاحظه اين صحنه غضبناك شد. مردى از اهل شام چون اين عظمت و جلالت را مشاهده كرد، از هشام پرسيد: اين شخص كيست كه مردم به او اين چنين احترام مى‏گذارند؟ هشام براى اين‏كه اهل شام آن جناب را نشناسند، گفت من او را نمى‏شناسم!!

فرزدق شاعر كه در آن‏جا حاضر بود، گفت من او را خوب مى‏شناسم.

مرد شامى گفت: يا ابا فراس! او كيست؟ فرزدق گفت:

هذا الّذى تَعْرِف الْبَطْحاهُ وُطْأُتَهُ وَالْبَيْتُ يَعْرِفُهُ وَالْحِلُّ وَالْحَرَمُ
هذَا النَقى التَقىُ الطّاهر الْعَلَم اِذا رَأَتْهُ قُريشٌ قالَ قائِلُها
هذا ابْنُ خَيرِ عِبادِ اللّهِ كُلُّهُم اِلى مَكارِم هذا يَنْتَهِى الْكَرَمُ...

اين كسى است كه مكه، گام‏هايش را مى‏شناسد، خانه خدا و حلّ و حرم او را مى‏شناسد.

اين شخصيت، مظهر تقوا، پاكى و سرشناس است، هر زمانى كه قريش او را بينند، مى‏گويند:

اين فرزند بهترين بندگان خداست. ويژگى‏ها و نيكى‏هاى اخلاقى و بزرگوارى او به نهايت خود مى‏رسد.

هشام خشمگين شد و دستور داد او را حبس كنند. وقتى خبر به حضرت على بى الحسين عليه‏السلام رسيد، حضرت دوازده هزار درهم براى فرزدق فرستاد و از او معذرت خواست كه اگر بيش‏تر مى‏داشتم، صله بيشترى مى‏دادم. فرزدق آن مال را رد كرد و پيغام داد: من اين شعر را به خاطر صله نگفته‏ام، بلكه براى خدا و رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گفتم. حضرت دوباره آن مال را براى او فرستاد و پيغام داد كه به حق من قبول كن و فرزدق قبول كرد.(30)

كميت بن زيد اسدى، شاعر شيعى زمان امام سجّاد و امام باقر عليه‏السلام چون قصيده هاشميات را سرود، به بصره آمد و نزد فرزدق رفت و قصيده‏اش را خواند. فرزدق او را تحسين كرد و سپس به مدينه رفت و خدمت امام باقر عليه‏السلام شرفياب شد و اشعار خود را براى آن حضرت خواند. امام باقر عليه‏السلام فرمود: اى كميت اگر نزد من مالى بود، تو را صله مى‏دادم، ولى از براى توست آن عبادتى كه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به حسّان بن ثابت فرموده‏اند:

لا زلت مُؤيَّدا بروح الْقُدُس ما ذَبَّيْتَ عَنّا اَهْلَ الْبَيْت.(31)

هميشه مؤيّد باشى به روح القدس به جهت دفاع و حمايت از اهل بيت.

و در روايت ديگر آمده است كه صاعد مولاى كميت گفت كه با كميت خدمت امام باقر عليه‏السلام رفتم و كميت قصيده‏اى را در مدح اهل بيت عليهم‏السلام ايراد كرد. حضرت فرمود:

اَلَّلهُمَ اغْفِرْ لِلْكُمِيت اَلَّلهُمَ اِغْفِر لِلْكُميتِ

خدايا كميت را بيامرز خديا كميت را بيامرز. سپس هزار دينار و مقدارى لباس به او بخشيد. كميت پول را نپذيرفت و جامه را به جهت تبرّك و تيمّن قبول كرد.(32)

ه. و در حالات حضرت موسى بن جعفر عليه‏السلام آمده است: روز عيدى مردم به ديدن آن حضرت آمده و هدايايى آورده بودند. آخرين نفر آن‏ها پيرمرد فقيرى بود كه پيش آمد و عرض كرد: من هديه‏اى ندارم جز بيست بيت شعر كه جدّم در مدح جدّت گفته است. پس آن اشعار را خواند، حضرت فرمود: «هديه تو را قبول كردم». سپس تمام هدايايى كه براى او آورده بودند، به آن پيرمرد بخشيد. (33)

14ـ وليمه؛
يكى از سنت‏هاى اسلامى در شادى‏ها، سنّت وليمه است. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: «لا وَليمَةَ اِلّا فِى خَمْسِ. فى عُرسٍ أَو خُرْسٍ أَو عِذارٍ أَو وكارٍ أَورِكاز».(34)

وليمه و اطعام در پنج مورد بيش‏تر تأكيد شده است: 1. عروسى، 2. هنگام تولد نوزاد، 3. ختنه اولاد، 4. موقع خريد خانه، 5. در مراجعت از زيارت خانه خدا».

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم هنگام تزويج ميمونه دختر حارث، وليمه داد.(35) حضرت على عليه‏السلام براى عروسى حضرت زهرا عليهاالسلام مهاجرين و انصار را دعوت كرد و آن‏ها را طعام و وليمه داد.(36)

15ـ توسعه زندگى؛
على عليه‏السلام روز عيد غدير، خطاب به افرادى كه در مسجد كوفه حاضر بودند، فرمود:

خدا شما را رحمت كند! به خانه هايتان برويد و خانواده‏هاى خود را شاد نماييد.

امام رضا عليه‏السلام فرمود:

خداوند كسى را كه روز عيد غدير، بر عيال خود توسعه دهد، رحمت مى‏كند و او را از آتش دوزخ دور مى‏گرداند.(37)

16ـ همايش؛
گردهمايى يكى از اعمال و آداب روزهاى عيد است.

على عليه‏السلام فرمود: «وَجْمِعُوا يَجْمَعِ اللّه شَمْلكم»

در روز عيد غدير گرد هم آييد تا خداوند امورتان را از نابسمانى و پراكندگى برهاند.(38)

يكى از بزرگان مى‏فرمود: صرف حضور در مجالس شادى معصومين نشاطى به انسان مى‏بخشد كه وصف كردنى نيست.

17ـ هديه دادن؛
يكى از سنت‏هاى نيكو در اعياد اسلامى هديه دادن است. امام رضا عليه‏السلام فرمود:

اَفْضِل على اِخوانِك فى هَذا الْيَوم: در اين روز (عيد غدير) بر برادرانت بخشش كن.(39)

18ـ نيكى و احسان؛
احسان و نيكى يكى ديگر از آداب اعياد اسلامى است.

على عليه‏السلام فرمود: به يكديگر نيكى كنيد كه خداوند ميان شما الفت پديدار سازد و نيكى در اين روز موجب افزايش مال و عمر مى‏شود.

امام صادق عليه‏السلام فرمود: وَاكْثِر برّهم: در روز غدير به برادران ايمانى‏ات بسيار نيكى كن(40).

19ـ ديد و بازديد؛
ديد و بازديد، يكى از آداب روزهاى عيد و روزهاى شادى است. اين سنّت، مردم را شاداب‏تر و نام وياد عيد را در دل و ذهنشان ريشه‏دارتر مى‏كند و در روايات مورد توجه قرار گرفته است.(41)

در پايان اين بحث تذكر چند نكته لازم است:

1. هر گونه شادى كه از طرف مكتب و شرع، نهى نشده باشد، در مجالس شادى مباح است و هر ملّتى در هر زمانى طبق آداب و رسوم خود شادى هايى دارند و مى‏توان آن شادى‏ها را برگزيد.

2. با توجه به اينكه مراسم‏هاى مذهبى به گونه‏اى با مكتب و اهلبيت پيوند دارد، بايد به شكلى باشد كه بتواند ضمن پديد آوردن شادى، فرهنگ آنان را ترويج نمود. چنان‏كه براى بزرگ داشت شخصيت‏هاى علمى و فرهنگى ملّت‏ها، ابعاد زندگى آنان مطرح مى‏شود؛ بر خلاف جشن تولد كودكان كه هدف از آن تنها شادى و نشاط است.

3. در زمينه جشن‏ها و يادبودها كتاب‏هايى نوشته شده است كه مى‏توان از ميان آن‏ها به كتاب‏هاى زير اشاره كرد:
المواسم و المراسم سيد جعفر مرتضى، نشر سازمان تبليغات؛ كتاب بزرگداشت‏هاى سپهرى؛ كتاب شرع و شادى، ابوالفضل طريقه دار، نشر همسايه؛ كتاب غم و شادى، نشر صفحه نگار؛ زندگى شادى بخش، اكرم مقدم، نشر حضور؛ خنده شوخى شادكامى، احمد لقمانى، نشر سابقون؛ حديث زندگى؛ شادى و نشاط شماره 3 و اسلام و يادبودها، محمود شلتوت.

محمد اکبري
(برگرفته از فصلنامه انتظار، شماره 8 و 9 ،صفحات 201-212)

پي نوشت ها:
1. همان مدرك، ص 26، ح 21512.
2. وسايل الشيعه، ج 8، ص 587.
3. استفتائات امام خمينى، ج 2، ص 11، س 25.
4. استفتائات جديد آية الله مكارم، س 144.
5. ميزان الحكمة، ج 1، ص 192ـ ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 7، ص76.
6. وسائل الشيعه، ج 10، ص 393، حديث 5، عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 299.
7. ميزان الحكمة، ج 7، ص 133.
8. همان، كنز العمال، خ 1801 و 18104 ـ خ 24095.
9. ميرزا جواد آقا تبريزى، المراقبات، ص 217؛ بحارالانوار 95، ص 301.
10. بحار الانوار، ج 98، ص 354.
11. بحارالانوار، ج 56، ص 100 و 92؛ حدائق، ج 13، ص 38.
12. المراقبات، ص 257.
13. الغدير، ج 1، ص 274.
14. الغدير، ج 1، ص 287.
15. همان، ص 284.
16. منتهى الآمال، ج 1، ص 281.
17. همان، ج 2، ص 226.
18. مفاتيح الجنان.
19. وسائل الشيعه، ج 1، ص 443.
20. بحار الانوار، ج 56، ص 10.
21. شيخ عباس قمى، بيت الاحزان، ص 58، ترجمه محمد محمدى اشتهاردى (چاپ انتشارات ناصر).
22. بحارالانوار، ج 94، ص 112، ح 8.
23. همان، ج 94، ص 118.
24. وسائل الشيعه، سى جلدى، ج 5، ص 138.
25. زينت خود را در هر نمازى برگيريد.
26. الميزان، ج 8، ص 78، ذيل آيه 131 از سوره اعراف.
27. سفينه البحار، ج 1، ماده جمع.
28. مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 6-262.
29. همان؛ منتهى الآمال، ج 1، ص 476.
30. منتهى الآمال، ج2، ص 34( چاپ جاويدان).
31. منتهى الآمال، ج 1، ص 477.
32. همان، 477.
33. منتهى الآمال، ج 2، ص 34ـ در كتاب العذر، ج 1، ص 287، نمونه‏هاى زيادى در زمينه‏ى صله‏هاى معصومان و شخصيت‏ها نقل شده است.
34. وسايل الشيعة، ج 14، ص 65، ح 5.
35. همان ،ج 3، ص 65.
36. بحار الانوار، ج 43، ص 95.
37. سيد ابن طاووس، اقبال، ص 75.
38. الغدير، ج 1، ص 284.
39. الغدير، ج 1، ص 287.
40. المراقبات، ص 256.
41. المراقبات، ص 257؛ ويژه نامه غدير، مجله كوثر، 2/1376.

 

    















تعداد کاربران آنلاین : 20
تعداد بازدید امروز : 125
تعداد بازدید دیروز : 201
تعداد کل کاربران : 1154

پیشنهادات و انتقادات
---------------------------------------

نام و نام خانوادگی:
پست الكترونيك:
پیغام شما:
کد زیر را وارد کنید  

دوست عزيز
با كمال ميل پذيراي پيشنهادات و انتقادهاي سازنده شما در هر چه بهتر نمودن سايت هستيم.                       برو بچه هاي مكاتبه