چاپ مقاله
ارسال به دوستان
نقل مىكنند بعد از سقوط شاه سلطان حسين صفوى، و غلبه افغانها بر ايران، محمود افغان يكى از اقوام خود را كه »مگس خان« نام داشت فرماندار شيراز كرد. وى پس از چند روزى كه در شيراز بود، روزى كنار قبر حافظ رفت، بر اثر تعصبات غلطى كه داشت تصميم گرفت قبر حافظ را خراب كند، هر چه اطرافيانش او را نصيحت كردند كه از اين تصميم بگذرد، او گوش نكرد، سرانجام قرار بر اين شد كه از ديوان حافظ، در اين مورد فالى بگيرند، وقتى كه ديوان را باز كردند، اين شعر در آغاز صفحه راست آن آمد:
اى مگس! عرصه سيمرغ نه جولانگه تو است
عرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى
مگس خان، با خواندن اين شعر، سخت تحت تأثير قرار گرفت، و از روح حافظ طلب عفو و بخشش كرد.(1)
---------
1) داستان دوستان، ج 1، ص 43.