چاپ مقاله
ارسال به دوستان
بنده رساله (امامت) را نوشتم، چون از تحرير آن فارغ گرديدم، آن را به حضور شريف استاد علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان ارائه دادم و اظهار داشتم گهگاهى كه از درس و بحث خسته شديد به عنوان يك جلسه استراحت و به تعبير عامه مردم »زنگ تفريح« اين رساله ما را هم ملاحظه بفرماييد، ايشان لطف فرمودند و رساله را از اول تا آخر، كلمه به كلمه خواندند.
تا آنكه پس از مدتى فرمودند: از بطن تا خط آن را نگاه كردم و رساله حاضر است، مدت دو ماه به درازا كشيد تا ايشان رساله را مطالعه نموده و بررسى كردند، وقتى به حضورشان رسيدم تا آن را تحويل بگيرم به من اعتراض نمود كه در فلان جاى رساله دعاى شخصى در حق خودتان نمودهايد، زيرا من در جايى از آن گفته بودم بار خدايا! مرا به فهم خطاب محمدى اعتلا ده و اين دعا را پس از بيان حديثى آوردم، علت انتقاد علامه اين بود كه چرا در كنار سفره الهى، ديگران را شركت ندادهام و افزود تا آنجايى كه خود را شناختهام در حق خودم دعاى شخصى نكردهام و البته در اصول كافى از ائمه اطهارعليهم السلام نقل شده كه دعاى شخصى نكنيد، بندگان خدا را هم در كنار سفره الهى شركت دهيد، اين تأديب اخلاقى در من اثر گذاشت.(1)
--------
1) غلامرضا گلىزواره، جرعههاى جانبخش، ص 151.