
نام كتاب : و آنگاه مرد حيكم گفت
قطع : رقعي
تعداد صفحات : 95 صفحه
قيمت : 800 تومان
پس از 60 درصد تخفيف : 300 تومان
حداقل سفارش 10 جلد مي باشد.
هزينه ارسال با پست سفارسي 500 تومان
و با پست پيشتاز 1500 تومان مي باشد
براي سفارش كتاب
اينجا را كليك كنيد
از اين كتاب 30 سوال طراحي و چاپ شده است، دوستاني كه مايل به برگزاري مسابقه مي باشند مي توانند
از اينجا درخواست كنند تا همراه با كتاب ها نمونه سوالات چاپ شده نيز در اختيارشان
قرار گيرد
مختصري از متن كتاب :
فرزندم
... بدان!
بدان راهى طولانى و دشوار، پيش رو دارى قطعاً به توشه كافى نياز دارى؛ به
سبكبارى، و به اين كه قدمهايت درست و در مسير باشند؛
بيش از طاقتت، بار برندار كه مبادا در راه، سنگينى بار، دست و پا گيرت شود.
اگر بين نيازمندان، كسى را يافتى كه توشهات را برايت به قيامت ببرد و توشه را، فرداى
محشر، در لحظه احتياج، به تو برگرداند، وجودش را غنيمت بشمار (انفاق كن؛ انفاق كن)
بار را بگذار بر دوش او. تا مىتوانى، بار و كولهاش را سنگين كن؛
شايد بعدها، كسى را با اين مشخصات، پيدا نكنى...
فرزندم! زياد، ياد مرگ كن؛
ياد جايى كه ناگهان در آن فرو مىافتى و بعد مردن، به آن مىرسى؛
تا وقتى سراغت آمد، آماده باشى؛ كمربسته و مهيا؛ نكند ناگهانى غافلگيرت كند و مغلوب
شوى؛ نكند رنگ و لعاب مردمى كه خيال برشان داشته، در دنيا مىمانند،
مردمى كه مثل سگ، دنيا را از هم مىدزدند،
تو را گول بزند. خدا كه از احوال اين روزگار پست، تو را خبر كرده، خود دنيا هم به تو،
خودش را معرفى كرده، و زشتىهايش را نشانت داده.
مردمى كه پى دنيايند، سگهاى عوعوزن و درندگان شكارىاند؛ به هم چنگ و دندان نشان مىدهند؛
زورمندهاشان، بىزورها را مىخورند بزرگهاشان، كوچكترها را تحت سلطه مىگيرند. بعضىهاشان،
چهارپاى رام و زانوبند دارند؛
بعضىها رها شده و زانوبندهاشان را گم كردهاند و به تاخت، سَمْتِ بيراهه مىروند...